دنیای شبکه ای و پارادوکس مهاجرت

امشب به بدرقه دوست عزيزم سعيد مي روم كه پس از 9 سال فرصت ديدار يك هفته اي او دست داد. روز اول آشناييمان يادم مي آيد. يك روز پاييزي در سال 74 تعدادي از اعضاي كانون پژوهش فرهنگ سراي بهمن در حال پرسش و پاسخ از او به عنوان دانشجوي ممتاز رشته  پزشكي بودند. در آن زمان اصلا فكر نمي كردم كه بتوانم با شخصيتي فوق العاده منطقي و رياضياتي مانند او رابطه دوستي برقراركنم چه برسد به اينكه بخواهيم پس ازسال ها مهاجرتش به دوردست ها براي تحصيل در رشته آمار به آموختن از يكديگر و انجام پروژه مشترك بپردازيم.

اما زمانه سرنوشت را به گونه اي ديگر رقم زد و به واسطه زبان مشترك و اعتماد متقابلي كه در طي دو سال بعد به دست آورديم وهمچنين به بركت بهره برداري ازمزاياي دنياي شبكه اي توانستيم دوستي خود را توسعه دهيم. بنابراين در دنياي شبكه اي و در صورت وجود تعلق خاطر به ميهن لزوما مهاجرت نه تنها موجب از دست دادن مهاجر نمي شود بلكه مي تواند منابع آنسوي آبها را نيز به اشتراك گذارد. پس بهتر است به جاي جلوگيري از مهاجرت به فهم و توانمندسازي نسل جديد بپردازيم.

تصميم كليدي

فیزیک کوانتوم به ما آموخته است حتی فوتون ها دست به انتخاب می زنند که موجی حرکت کنند یا ذره ای. وای بر انسانی که به دیگران اجازه می دهد که به جای او تصمیم بگیرند که چگونه حرکت کند.

درود

 

من به زودی در مورد يادگيري و پژوهش عملی مشارکتی مطلب می نویسم.