گفتاري اجمالي پيرامون ارزشيابي توانمندساز
ارزشیابی چه تعریفی دارد و بر چند قسم است؟
پایش و سنجش چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟
شاخص چیست و شیوه های تعیین شاخص و کمی نمودن پدیده های کیفی چگونه است؟
میزان خطای طرح های ارزشیابی چگونه محاسبه می شود؟ آيا واقعا نمودارها و جدول هاي آماري راستگو هستند؟
آیا روش های ارزشیابی در نظام های صنعتی و نظام های فرهنگی،اجتماعی همسان است؟
از روش های ارزشیابی مشارکتی چه می دانیم؟
آيا ارزشيابي مي تواند علاوه بر تصميم سازي براي مديران، به توسعه و توانمندسازي كاركنان سازمان ها منجر شود؟
اين سوال و صدها سوال دیگر مواردي است كه به علت حاكميت اقتصاد نفتي و به اتكاي منابع طبيعي و غني سرزمينمان در بسياري از سازمان ها و ارگان ها بي پاسخ مانده اند و اصولا پاسخ به آنها اهميت چنداني براي نظام اداري ندارد زيرا هميشه چيزي بوده است كه جايگزين كم توجهي ما به محيط پيرامون، انديشه، آموزش، پژوهش، اطلاع رساني و پاسخگويي، نيروي انساني، نقد و نظرات مخاطب، اعتماد و همدلي و... شود. به عبارت ساده تر مساله سازمان ها اين نيست كه كسي نبوده است تا آنها را با چنين مفاهيمي آشنا نمايد تا از خواب غفلت بيدار شوند بلكه مساله ي بنيادي تر اين است كه از نظر آنها مساله و يا خطر عمده اي وجود ندارد تا بخواهند با كمك گرفتن از چنين مفاهيمي به رفع تهديدات و يا پاسخ به سوال خاصي بپردازند و اينجاست كه مولانا فرياد بر مي آورد: آب كم جوي تشنگي آور به دست.
با اين مقدمه و عليرغم اينكه بر اين باورم كه تا بودجه سازمان ها از شيوه هاي نوين تامين نشود در قبال منطق و نقد پاسخگو نخواهند بود و ارزشيابي هم جايگاه مهمي نخواهد يافت، اشاره اي مختصر به يكي از شيوه هاي ارزيابي مشاركتي به نام "ارزشيابي توانمندساز" مي نمايم.
در حال حاضر ارزشيابي در كشور ما با دو تنگنا مواجه است: نخست اينكه اغلب در قلمرو آموزش مطرح بوده و در ديگر عرصه هاي زندگي اجتماعي چندان مورد توجه واقع نشده است. دوم اينكه بسيار تحت تاثير پژوهش سنتي، بالا به پايين، آمار محور و محدوديت هاي ناشي از آن قرار دارد. در حاليكه موضوع پيچيده اي همچون اجتماع و يا فرهنگ در بسياري از موارد قابل سنجش و يا پيش بيني دقیق نيست.
در برخي از كشورهاي توسعه يافته لااقل از 30 سال گذشته تا كنون، ارزشيابان، ارزشيابي را به قلمروهايي فراتر از محدوده هاي فوق سوق داده اند. در پيش گرفتن رويكردهاي نوين در ارزشيابي منجر به نظريه پردازي هاي جديد و ارايه الگوهاي روزآمد براي ارزشيابي شده است كه از آن جمله الگوي ارزشيابي توانمندساز مي باشد.
ارزشيابي توانمندساز بخشي از چشم انداز خردورزانه و اجتماع محور ارزشيابي است كه در آن مفاهيم، فنون و يافته هاي ارزشيابي براي ارتقاء انگيزه ها، پيشرفت جمعي و بالندگي همه جانبه به كار گرفته مي شود. زيرا تمامي عناصر موثر و ذينفع برنامه در فرايند ارزشيابي سهيم هستند و در اين راستا يادگيري و تجربه اجتماعي محقق مي شود. طراحي ارزشيابي توانمندساز براساس جهت گيري صريح ارزشي انجام مي گيرد و افراد جامعه را براي ارزشيابي خود و برنامه هايشان ياري مي دهد.در اين شيوه از ارزشيابي، دست اندركاران برنامه، ارزشيابي هاي شان را به اجرا گذاشته و ارزشياب بيروني نقش يك مربي يا تسهيل گر مكمل را با توجه به ظرفيت هاي دروني برنامه ايفا مي نمايد و صرفا يك بازرس عيب جو نيست. ارزشيابي توانمندساز در سه مرحله ي تعيين هدف، تشريح وتمايز اهداف و برنامه ريزي براي دستيابي به آنها انجام مي شود و سبب مي گردد مردم و حتي سازمان ها، همكاري و مشاركت در فرايند ارزيابي را بياموزند، مشكلات و مسايلشان را تعريف كنند و راهكارهايي با حداقل هزينه مادي و معنوي براي رفع مشكلات و بهبود كيفيت برنامه هايشان بيابند. با اين روش ارزشيابي به بخشي از برنامه ريزي و مديريت عادي سازمان يا برنامه تبديل شده و اين به معناي نهادينه كردن و دروني شدن ارزشيابي است.مدل ارزشيابي توانمندساز از مدل هاي نسبتا جديد ارزشيابي مي باشد كه گرچه براي اولين بار در سال 1993 توسط "ديويد فيترمن و همكاران" در آمريكا طراحي شده است، ولي توانسته در تعداد زيادي از كشورهاي در حال توسعه جايگاه مناسبي كسب نمايد. معمولا اين روش به همراه شيوه هاي نويني مانند "پژوهش عملي مشاركتي" و "يادگيري مشاركتي"مورد استفاده قرار مي گيرد و در ارتقاء سطح توانمنديهاي مردم محلات، كانون هاي اجتماعي محلي و گروه هاي خودجوش مردمي تاثير به سزايي دارد.*
*برگرفته از: محقق معین، محمد حسن- ارزشیابی توانمندساز- موسسه بین المللی توسعه مفاهیم مدنی-۱۳۸۳